![]()
سلام سلام به همه مامان های مهربون(مخصوصا مامان جون عزیز و مهربون و دوست داشتنی و .... خودم)
تولد حضرت زهرا(س) و روز همتون مبارک
امیدوارم همه مادرهای گل سال های سال سایشون روی سر بچه هاشون و زندگی شون باشه.(فکر می کنم این بهترین دعای این روزه)

موضوع : خاطرات روزانه
سلام
روز چهارشنبه 13/02/91 دلبر مامان واکسن 1.5 سالگیشو زد و تا موقعی که خدا بخواد کلاس اولی بشه واکسن نداره.(آخ جون
)طفلی دخترم اونروز تا شبش نمی تونست راه بره و دایم نق نق می کرد.
نفس مامان دو روز بعدش(جمعه)رفت پارک و کلی بهش خوش گذشت اما انگار همونجا یه بیماری ویروسی گرفت و تا امروز کاملا خوب نشده.
بازم آرزوی همیشگی واسه همه بچه ها : همیشه سالم و خندون باشن.
.jpg)
موضوع : خاطرات روزانه
سلام دوست جون ها
این چند وقت که من فرصت نکردم پست جدید بذارم این طوری گذشت :
سال پیش(90) از اونجایی که بابای سوگل قرار بود یه سفر کاری بره و ما تنها می شدیم، نهم اسفند من و سوگل رفتیم مشهد پیش مامانی و بابایی و دایی های سوگل.
عصر روز پنجشنبه 11 اسفند چون هوای داخل آرایشگاه سرد بود،طفلی آرایشگر آمد حونه تا موهای سوگل خانم رو اصلاح کنه، چشمتون روز بد نبینه که سوگل چه کار کرد، اینقدر جیغ و داد و گریه کرد که آقای آرایشگر دستاش می لرزید و مطمینم دیرش بود کی کارش تمام بشه و یه نفس راحت بکشه.
بابای سوگل هم عصر روز 29 اسفند اومد پیشمون و این اولین باری بود که ما 20 روز همدیگرو نمی دیدیم ، ولی مهم این بود که موقع تحویل سال کنار هم بودیم.
خلاصه دوم فروردین هم بابایی و مامانی و عمه های سوگل آمدن پیشمون و تا پنجم مشهد بودیم و بعد همه با هم برگشتیم.جاتون خالی خیلی خوش گذشت. دهم رفتیم سیرجان و عصر روز سیزدهم آمدیم خونه.راستش دلم واسه خونمون خیلی تنگ شده بود .
تو این مدت سوگل خیلی کلمات و کارهای جدید یاد گرفته(کارهای بامزه).

شنبه 26 فروردین برای اولین بار، نفس مامان با قطار مسافرت کرد (خدارو شکر تو راه اذیت نشد) و رفتیم کمک مامانی و بابایی که اسباب کشی کرده بودن و روز قبل رسیده بودن زاهدان، و جمعه یکم اردیبهشت هم برگشتیم.
چند روزی هم هست که دارم سعی می کنم WC رفتن رو یادش بدم(از یکشنبه 3 اردیبهشت).
تو این مدت که هوا گرمتر شده چند باری رفته پارک . عاشق سرسره بازیه و یاد گرفته از پله هاش بالا بره.
امروز هم که دختر عزیزم یک سال و نیمش تمام شده و وقتی که فکر می کنم می بینم چقدر زود این مدت گذشته!
.gif)
موضوع : خاطرات روزانه
سلام گلم
دوازدهمین دندون کوچولوت(قرینه دندون قبلی) یکشنبه 30 بهمن 90 و سیزدهمیش (دندون نیش، پایین سمت راست) یکشنبه 9 اردیبهشت 91 دراومدن و چقدر هم اذیت شدی عزیز مامان.
موضوع : خاطرات روزانه
سلام سلام
خیلی سلام به همه دوستای گل سوگل و مامانش.
خیلی دیر آمدم واسه تبریک سال جدید مگه نه؟!
دلم واستون تنگ شده بود.
امیدوارم سال جدید که بهارش تقریبا به وسط راهش رسیده،تا به اینجا و از این به بعدش برای همتون،سال رسیدن به آرزوهای قشنگتون باشه و البته همراه با سلامتی و دل خوش.
پس:
بهارتون مبارک
بوي باران بوي سبزه بوي خاك
شاخه هاي شسته باران خورده پاك
آسمان آبي و ابر سپيد
برگهاي سبز بيد
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستو هاي شاد
خلوت گرم كبوترهاي مست
نرم نرمك ميرسد اينك بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه هاي نيمه باز
خوش به حال دختر ميخك كه مي خندد به ناز
خوش به حال جام لبريز از شراب
خوش به حال آفتاب
اي دريغ از تو اگر چون گل نرقصي با نسيم
اي دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
اي دريغ از ما اگر كامي نگيريم از بهار
گر نكوبي شيشه غم را به سنگ
هفت رنگش ميشود هفتاد رنگ.
فریدون مشیری
راستی من این شعر رو خیلی دوست دارم (یه خاطره شیرین ازش دارم)
موضوع : خاطرات روزانه
Animations


